نماز ، دعاهای واجب، دعاهای مستحب اهل سنت
عثمان ذی النورین عثمان بن عفان رضی الله عنه
۱۳٩۳/۱/۳۱ ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست Agrîge§ | ( نظرات )

زندگی نامه خلفای راشدین: عثمان بن عفان

ذی النورین عثمان بن عفان  رضی الله عنه

 یکی از صحابه پیامبر و خلیفه سوم راشیدین بود که در تاریخ صدر اسلام نقش بسیار گسترده‌ای داشت. از مهم‌ترین کارهای او جمع‌آوری قرآن بود و او که یکی از اولین مسلمانان بود، با دو دختر رسول خدا، به‌نام‌های رقیه و ام کلثوم، ازدواج کرد و از این رو، به لقب "ذوالنورین" یاد می‌شد.


زندگی‌نامه

عثمان بن عفان رضی الله عنه در سال ششم عام‌الفیل، ۴٧ سال پیش از هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم، در مکه مکرمه، در یکی از قدرتمندترین تبره‌های قریش از نظر نسب، موقعیت اجتماعی، ثروت و تعداد افراد دیده به جهان گشود. پدرش "عفان" فرزند ابولعاص فرزند امیه فرزند عبدالشــمس فرزند عبدمناف فرزند قصی اســت و قصی بنیانگذار مکه و حرم پیرامون آن اســت و مجد و بزرگی قریش بوســیله وی شــکل گرفت.

نسب نامه

نسب او در عبد مناف به نسب پیامبر صلی الله علیه و سلم  می‌رسد. مادرش، "أروی" دختر کُرَیْز بن ربیعه بن حبیب بن عبدشمس بن عبد مناف بن قصّی و مادر بزرگ مادری او، "ام حکیم البیضاء" دختر عبدالمطلب، خواهر تنی عبدالله (پدر پیامبر اسلام) بود. به گفته زبیر بن بکار، "ام حکیم و عبدالله دوقلو بوده‌اند". بنابراین حضرت عثمان پسر دختر عمه رسول الله صلی الله علیه و سلم  بود.

کنیه عثمان، در زمان جاهلیت، "أبوعمرو" بود؛ اما پس از این‌که رقیه دختر پیامبر اسلام از وی، صاحب فرزندی به‌نام عبدالله شد، مسلمانان، او را با کنیه "ابوعبدالله" صدا می‌زدند.

چرا ذی النورین لقب گرفت

و علت مشهور شدن به این لقب این بود که  ایشــان تنها فـردی بـود که بـا دو دختـر نبی اکرم (ازدواج با دختر دوم رسول الله بعد از مرگ اولی) ازدواج نمـود .

او  از قبیلۀ بنی‌امیه بود، پیش از اسلام یکی از اشراف و ثروتمندان مکه محسوب می‌شد. و ایشان در شمار بهترین افراد قوم خود بود، مردی بود صاحب قدر و منزلت و ثروتمند و با حیا و آزرم و شیرین سخن. قومش او را بسیار دوست می‌داشتند و برایش احترام زیادی قائل بودند.

وی نسبت به علوم و معارف آن روزگار عرب، چون علم أنساب، أمثال و حکم و تاریخجنگ‌های قبائل عرب (الأیّام) مطلع بود، اهل سفر بود و از سرزمین‌های شام و حبشه دیدن کرده، با اقوام عرب برخورد داشته و با وضعیت و شرایط آنها آشنا شده بود. مرد تجارت بود و با ثروتی که از پدر به ارث برده بود، بدان اقدام کرد و توانست پس از موفقیت‌های بسیار، جزو ثروتمندان و بزرگان بنی‌امیه که خود، صاحب قدر و منزلتی والا در میان قریش بود، شود. در آن روزگار، در جامعه مکه، شرف و منزلت هر فردی براساس میزان مال و ثروت او تعیین می‌شد و قدرت او بر پایۀ تعداد فرزندان، برادران و اقوام و طایفه‌اش شکل می‌گرفت و عثمان بن عفّان نه تنها توانست بدان‌ها دست یابد، بلکه براساس گفتار و کردار نیکو و اخلاق پســندیده از محبـت و احترام زیـادی در میان قـوم خـود و قریـش برخـوردار شــد.

این دوستی مردم قریش، در زمان جاهلیت، نسبت به عثمان ضرب‌المثل شده بود. از جالب‌ترین داستان‌هایی که در مورد میزان محبت و احترام آنها به عثمان نقل شده است، آن گونه است که زنان عرب، کودکان‌شان را در گهواره چنین مورد خطاب قرار می‌دادند.

اُحِبــک و الــرَّحْمــنِ      حُــبَّ قُرَیــش لِعثــمانَ

فرزندم من تو را همان‌قدر دوست دارم که قریش، عثمان را دوست می‌داشت.

عثمان در مورد خود چنین می‌گوید: "هرگز آواز نخواندم، آرزوهای باطل ننمودم، از آن هنگام که با پیامبر بیعت نمودم، شرمگاه خود را با دست راستم لمس نکردم، نه در جاهلیت و نه در اسلام، هرگز شراب نخوردم و دچار زنا نشدم.

عثمان، سی و چهار سال داشت که ابوبکر صدیق او را به دین اسلام دعوت کرد و او نیز بدون هیچ‌گونه مکث و تردیدی پذیرفت. بدین‌سان به دین اسلام گروید و در شمار نخستین امّت (پیروان) پیامبر درآمد.[ ابواسحاق در این این خصوص می‌‌گوید: "عثمان بعد از ابوبکر، علی و زید بن حارثه ، نخستین کسی است که اسلام آورد و خود را به‌عنوان چهارمین فرد مسلمان مطرح کرد .

پس از اسلام آوردن عثمان، پیوند زناشویی بین او و رقیه دخت پیامبر اسلام برقرار شد. این ازدواج، منزلت او را نزد مسلمانان دو چندان ساخت. داستان این ازدواج را علی‌محمد الصلابی چنین شرح می‌دهد:

"رسول خدا صلی الله علیه و سلم  پیش از آن، رقیّه و أمّ‌کلثوم را به عقد عُتْبه و عُتَیْبه، پسران ابولهب درآورده بود. اما پس از نزول آیات سورۀ مبارکه مسد که مضمون آن عبارتند از: "نابود باد ابولهب! و حتماً هم نابود می‌‌گردد. دارائی‌ و آنچه از شغل و مقام به‌دست آورده است، سودی بدو نمی‌رساند و او را از آتش دوزخ نمی‌‌رهاند. به آتش بزرگی‌ در خواهد آمد و خواهد سوخت که زبانه‌کش و شعله‌ور خواهد بود. و همچنین همسرش که در اینجا آتش بیار معرکه و سخن‌چین است در آن‌جا بدبخت و هیزم‌کش خواهد بود. در گردنش رشته طناب تافته و بافته‌ای‌ از الیاف است".

ابولهب و همسرش، ام جمیل دختر حرب بن امیّه، مادر عتبه و عتیبه، آندو را امر به طلاق دختران محمد صلی الله علیه و سلم  دادند و آنان نیز قبل از همبستر شدن، ایشان را طلاق دادند تا خود لطفی باشد از جانب خداوند بر آل محمد و ذلّتی باشد از آن ابولهب و فرزندان او سپس همو می‌افزاید: "عثمان به‌محض شنیدن این ماجرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و سلم  آمد و از رقیه خواستگاری کرد، رسول خدا صلی الله علیه و سلم  نیز وی را به عقد عثمان درآورد.

عثمان در شمار مهاجران به حبشه بود، اما به‌زودی به مکه بازگشت و به مدینه مهاجرت کرد. ابوجعفر طبری می‌گوید: "در بارۀ تعداد کسانی که برای نخستین بار به حبشه هجرت کردند، اختلاف نظر وجود دارد. برخی می‌گویند: یازده مرد و چهار زن بودند

به‌هر حال، عثمان و همسرش رقیه، دخت پیامبر، نیز در این جمع بودند. پیامبر اسلام برای آنها چنین دعا کرد: "خداوند یار و همراه عثمان و رقیّه باشد، عثمان، بعد از حضرت لوط اولین فردیست که با اهل بیتش در راه خدا هجرت کرده است.

عثمان بن عفان، هم‌مانند سایر مسلمانان، در راه خدا و دین او، آزار و اذیت بسیاری را از جانب عمویش، حَکَم بن أبی العاص بن أمیّه متحمل شد. حکم بن أبی العاص، او را با طناب می‌بست و وادار می‌کرد تا دست از محمد و دین او بکشد، و به او می‌گفت: آیا مگر از دین آبا و اجداد خویش روی‌گردان و به دین تازه دیگری می‌گروی؟ به خدا سوگند تا این‌که از آن دین دست بر نداری، تو را آزاد نخواهم کرد. اما عثمان مقاومت می‌کرد و بر ایمان خود اصرار می‌ورزید تا این‌که سرانجام عمویش چون استقامت او را مشاهده نمود، دست از اذیت و شکنجه او برداشت.

اما پس از اوج‌گیری آزار و اذیت مسلمانان و به‌خصوص مسلمانان فقیر و بی‌پناه و بعد از شهادت دلخراش سمیّه و همسرش یاسر، پدر و مادر عمار، پیامبر اسلام، امر نمود تا مسلمانان به حبشه هجرت کنند و به آنها گفت: "به حبشه بروید زیرا در آن‌جا پادشاه صالحی حکومت می‌کند که به کسی ظلم و ستم روا نمی‌دارد.

به‌این ترتیب، هجرت آغاز شــد و مســلمانان دســته دســته و به‌صـورت مخفیانه از مکه خارج می‌شــدند و خود را ســواره و پیاده به ســاحل دریای ســرخ می‌رســاندند. آنان عثمان بن مظعون را سرپرست خود قرار دادند تا وضعیت‌شان را منظم کند؛ عنایت خدا شامل حال آنان شد و دو کشتی، آنان را در ازای پرداخت نیم دینار برای هر نفر، سوار کردند . با اطلاع یافتن قریش از قضیه، بلافاصله افرادی را در تعقیب آنان گسیل داشت؛ اما مسلمانان در نیمه‌ی راه حبشه بودند و دیگر دست قریش به‌آنان نمی‌رسید.

در آن روزگار، در حبشه پادشاهی نیکوکار مسیحی به‌نام نجاشی حکومت می‌کرد.

مسلمانان در حبشه در امان بودند و توانستند دین خود را حفظ و گسترش دهند.[الهجرة فی القرآن الکریم، ص ٣۱٢] در واقع، این پیامبر بود که سرزمین حبشه را برگزید و مسلمانان را تشویق به هجرت بدانجا کرد تا در امنیت قرار گیرند.

هنگامی که شایع شد مردم مکه اسلام آورده‌اند، دسته‌ای از مهاجران حبشه به نزدیکی‌های مکه بازگشتند، اما متوجه شدند که این خبر دروغ است، بنابراین در جوار چند تن از اهل مکه سکنی گزیدند. عثمان همراه با رقیه، همسر خود، نیز جزو این دسته از مهاجران بودند. این دسته از مهاجران همچنان تا زمانی‌که خدا امر به هجرت به مدینه داد، در محل استقرار خود ماندند.

پس از درگذشت رقیه، پیامبر اسلام، ام کلثوم، دختر دیگر خود را به عقد عثمان در آورد.

در زمان ابوبکر از افراد نزدیک به او بود و کاتب وی به شمار می‌آمد. در دوره عمر نیز از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود و نماینده بنی‌امیه محسوب می‌شد.

شهادت عثمان

حضرت عثمان رضی الله عنه پس از ۱۱ سال خلافت، در سال ٣۵ هجرت، روز ۱٨ ماه عید قربان، به‌عمر ٨٢ سالگی شهید شد.



 
دیگر موارد